به نام تک نوازنده ی گیتار عشق

www.gitar-11.blogfa.com

بخون خیلی قشنگـــــــه !!!

Madar 02.jpg

مادرم هشت بار به من دروغ گفت:

 

داستان من از زمان تولّدم شروع میشود. تنها فرزند خانواده بودم؛ سخت فقیر بودیم و تهیدست و هیچگاه غذا به اندازهء کافی نداشتیم. روزی قدری برنج به دست آوردیم تا رفع گرسنگی کنیم. مادرم سهم خودش را هم به من داد، یعنی از بشقاب خودش به درون بشقاب من ریخت و گفت،:

"فرزندم برنج بخور، من گرسنه نیستم." و این اوّلین دروغی بود که به من گفت.

 

زمان گذشت و قدری بزرگتر شدم. مادرم کارهای منزل را تمام میکرد و بعد برای صید ماهی به نهر کوچکی که در کنار منزلمان بود می‏رفت.  مادرم دوست داشت من ماهی بخورم تا رشد و نموّ خوبی داشته باشم. یک دفعه توانست به فضل خداوند دو ماهی صید کند.  به سرعت به خانه بازگشت و غذا را آماده کرد و دو ماهی را جلوی من گذاشت. شروع به خوردن ماهی کردم و اوّلی را تدریجاً خوردم.

 مادرم ذرّات گوشتی را که به استخوان و تیغ ماهی چسبیده بود جدا میکرد و میخورد؛ دلم شاد بود که او هم مشغول خوردن است.  ماهی دوم را جلوی او گذاشتم تا میل کند.  امّا آن را فوراً به من برگرداند و گفت:

"بخور فرزندم؛ این ماهی را هم بخور؛ مگر نمیدانی که من ماهی دوست ندارم؟"  و این دروغ دومی بود که مادرم به من گفت.

 

قدری بزرگتر شدم و ناچار باید به مدرسه میرفتم و آه در بساط نداشتیم که وسایل درس و مدرسه بخریم. مادرم به بازار رفت و با لباسفروشی به توافق رسید که قدری لباس بگیرد و به در منازل مراجعه کرده به خانمها بفروشد و در ازاء آن مبلغی دستمزد بگیرد. 

 شبی از شبهای زمستان، باران می‏بارید. مادرم دیر کرده بود و من در منزل منتظرش بودم. از منزل خارج شدم و در خیابانهای مجاور به جستجو پرداختم و دیدم اجناس را روی دست دارد و به در منازل مراجعه میکند. ندا در دادم که، "مادر بیا به منزل برگردیم؛ دیروقت است و هوا سرد. بقیه کارها را بگذار برای فردا صبح."  لبخندی زد و گفت:

 "پسرم، خسته نیستم." و این دفعه سومی بود که مادرم به من دروغ گفت.

 

به روز آخر سال رسیدیم و مدرسه به اتمام میرسید.  اصرار کردم که مادرم با من بیاید. من وارد مدرسه شدم و او بیرون، زیر آفتاب سوزان، منتظرم ایستاد.  موقعی که زنگ خورد و امتحان به پایان رسید، از مدرسه خارج شدم. 

 مرا در آغوش گرفت و بشارت توفیق از سوی خداوند تعالی داد.  در دستش لیوانی شربت دیدم که خریده بود من موقع خروج بنوشم.  از بس تشنه بودم لاجرعه سر کشیدم تا سیراب شدم. مادرم مرا در بغل گرفته بود و "نوش جان، گوارای وجود" می‏گفت.  نگاهم به صورتش افتاد دیدم سخت عرق کرده؛ فوراً لیوان شربت را به سویش گرفتم و گفتم، "مادر بنوش." گفت:

 "پسرم، تو بنوش، من تشنه نیستم." و این چهارمین دروغی بود که مادرم به من گفت.

 

بعد از درگذشت پدرم، تأمین معاش به عهده مادرم بود؛ بیوهزنی که تمامی مسئولیت منزل بر شانهء او قرار گرفت. می‏بایستی تمامی نیازها را برآورده کند. زندگی سخت دشوار شد و ما اکثراً گرسنه بودیم. عموی من مرد خوبی بود و منزلش نزدیک منزل ما. غذای بخور و نمیری برایمان می‏فرستاد. وقتی مشاهده کرد که وضعیت ما روز به روز بدتر می‏شود، به مادرم نصیحت کرد که با مردی ازدواج کند که بتواند به ما رسیدگی نماید، چه که مادرم هنوز جوان بود. امّا مادرم زیر بار ازدواج نرفت و گفت:

 "من نیازی به محبّت کسی ندارم..." و این پنجمین دروغ او بود.

 

درس من تمام شد و از مدرسه فارغالتّحصیل شدم. بر این باور بودم که حالا وقت آن است که مادرم استراحت کند و مسئولیت منزل و تأمین معاش را به من واگذار نماید. سلامتش هم به خطر افتاده بود و دیگر نمی‏توانست به در منازل مراجعه کند. پس صبح زود سبزیهای مختلف می‏خرید و فرشی در خیابان می‏انداخت و می‏فروخت. وقتی به او گفتم که این کار را ترک کند که دیگر وظیفهء من بداند که تأمین معاش کنم. قبول نکرد و گفت:

"پسرم مالت را از بهر خویش نگه دار؛ من به اندازهء کافی درآمد دارم." و این ششمین دروغی بود که به من گفت.

 

درسم را تمام کردم و وکیل شدم. ارتقاء رتبه یافتم. یک شرکت آلمانی مرا به خدمت گرفت. وضعیتم بهتر شد و به معاونت رئیس رسیدم. احساس کردم خوشبختی به من روی کرده است. در رؤیاهایم آغازی جدید را می‏دیدم و زندگی بدیعی که سراسر خوشبختی بود. به سفرها می‏رفتم.  با مادرم تماس گرفتم و دعوتش کردم که بیاید و با من زندگی کند. امّا او که نمی‏خواست مرا در تنگنا قرار دهد گفت:

"فرزندم، من به خوش‏گذرانی و زندگی راحت عادت ندارم."

و این هفتمین دروغی بود که مادرم به من گفت.

 

مادرم پیر شد و به سالخوردگی رسید.  به بیماری سرطان ملعون دچار شد و لازم بود کسی از او مراقبت کند و در کنارش باشد. امّا چطور می‏توانستم نزد او بروم که بین من و مادر عزیزم شهری فاصله بود.  همه چیز را رها کردم و به دیدارش شتافتم.  دیدم بر بستر بیماری افتاده است. وقتی رقّت حالم را دید، تبسّمی بر لب آورد. درون دل و جگرم آتشی بود که همهء اعضاء درون را می‏سوزاند. سخت لاغر و ضعیف شده بود. این آن مادری نبود که من می‏شناختم. اشک از چشمم روان شد. امّا مادرم در مقام دلداری من بر آمد و گفت:

 "گریه نکن، پسرم. من اصلاً دردی احساس نمیکنم." و این هشتمین دروغی بود که مادرم به من گفت.

وقتی این سخن را بر زبان راند، دیدگانش را بر هم نهاد و دیگر هرگز برنگشود. جسمش از درد و رنج این جهان رهایی یافت.

این سخن را با جمیع کسانی میگویم که در زندگیاش از نعمت وجود مادر برخوردارند. این نعمت را قدر بدانید قبل از آن که از فقدانش محزون گردید.

این سخن را با کسانی میگویم که از نعمت وجود مادر محرومند. همیشه به یاد داشته باشید که چقدر به خاطر شما رنج و درد تحمّل کرده است و از خداوند متعال برای او طلب رحمت و بخشش نمایید.

مادر دوستت دارم. خدایا او را غریق بحر رحمت خود فرما همانطور که مرا از کودکی تحت پرورش خود قرار داد.

 

 

پ . ن : این مطلب را تقدیم میکنم به کسانی که در ذهنشان درشتی با مادر را به یاد دارند و امیدوارند پس از این قلب مهربان مادر را رنجور نسازند . . .

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

پایدار و پایدار و پایدار باشی مادرم

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 15:32  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

سلام بچه ها »»»

من خیلی این عس رو دوست دارم ....

اینها جو و دمی یه boy friend & girl friend درجه یک هستند توی بیرون و توی فیلم camp rock !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 19:30  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

null

خلاصه ی داستان سریال jonas brothers : زندگی ای هیجان انگیز که هر روز در آن با طرفداران زیادی ملاقات خواهید کرد و شاید هم مجبور شوید از دست آنها پا به فرار بگذارید این زندگی سه برادر به نام برادران جوناس است ، سه برادر که گروه موسیقی را تشکیل داده اند و با صدای زیبای خود طرفداران زیادی پیدا کرده اند ، شما در این سریال زیبا با این گروه و زندگی جالب آنها که سعی دارند آن را طبیعی جلوه دهند روبرو خواهید بود ، آنها به همراه استلا طراح لباسشان که بهترین دوستشان نیز هست در یک دبیرستان مشغول به تحصیل هستند میسی دوست استلا نیز یکی از این طرفداران خنده دار است که او هم در این مدرسه مشغول به تحصیل است ، این سریال شامل چندین موزیک بسیار زیبا از این گروه است و شما در هر قسمت از این سریال زیبا شاهد اتفاقاتی تازه و دیدنی خواهید بود…


null

null

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 15:15  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

دانلود کامل سریال Jonas فصل اول

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 14:7  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

تولد تولد تولدم مبارک

      

سلام به همگی:

امروز تولدمنه.این جشن تولدمه ! :

حالا همه بچه ها دست دست...  

 

         

          

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خواهشا همه بیاین وسط قرشو بدین

 

آها

smilesmilesmilesmilesmilesmile

کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــف

 

 

درسته که تولد منه ولی این کادوی من به شماست :

یکی سوزن بده میخواااااااااااااام بتروکونمممممممممممممممممممش

                   

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 14:51  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

تولدمه ....

سلام . بچه ها یه خبر خوب : من اینو میگم و زود میرم : تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خب خبر خوبم اینه : تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

فردا تولدمــــــــــه .... تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 17:2  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

دانلود آهنگ Hello از امی لی

برای دانلود این آهنگ به این زیر نگاه کنین...راستی معنی آهنگ رو هم نوشتم...


 

بهتر که لینک دانلود آهنگ Hello رو اینجا بزارم.

 



 
 
 
 

 

نظر یادتون نره.

 
playground school bell rings again
زنگ تفريح مدرسه دوباره بصدا در مي آيد

rain clouds come to play again
ابرهاي باراني دوباره مي آيند تا ببارند

?has no one told you she's not breathing
ايا هيچ کس به تو نگفته است که او ديگر نفس نميکشد؟

hello i'm your mind
سلام...من ذهن (خيال) تو هستم

giving you someone to talk to ...hello
مي خواهم همسخن تو بشوم ... سلام

if i smile and don't believe
اگر من لبخند بزنم و باور نكنم

soon i know i'll wake from this dream
به زودي مي دانم كه از اين رويا بيدار خواهم شد

don't try to fix me i'm not broken
سعي نکن مرا دوباره استوار سازي {بهبود بخشي}، من نشكسته ام

hello
سلام

i'm the lie living for you so you can hide
من زندگي دروغين تو هستم تا تو بتواني پنهان باشي

don't cry
گريه نکن...

suddenly i know i'm not sleeping
ناگهان مي فهمم كه در خواب نيستم

hello i'm still here
سلام ، من هنوز اينجا هستم

all that's left of yesterday
(با)هر آنچه از ديروز بر جا مانده

همه آهنگ های Evanescence در این لینک


برای شنیدن آهنگ hello از امی لی روی آدرس زیر کلیک کنید و اگه نیومد بدونین که سایتش همینه :


http://evanescencereference.info/music/t6hp8ti/Evanescence_-_Demo_CD_-_12_-_Hello.mp3


امیدوارم از آهنگش خوشتون بیاد و اونو دانلود کنین !

نظر فراموش نشه ...


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 0:36  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

تو

از وقتی عاشق شدم

فرصت بيشتری پيدا کردم


فرصت بيشتری برای اينکه پرواز کنم و بعد زمين بخورم !


واين عالی است !...


هر کس شانس پروازکردن و به زمين خوردن را ندارد


تو اين شانس را بمن بخشيدی

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 15:51  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

30 نکته ی عجیب از همه جا


1-داوینچی همزمان با یك دست می نوشت و با یك دست نقاشی می كرد !

2- هیتلر از مكان های بسته وحشت داشت !

3- مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند !

4- هر انسان تا 8 دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !

5- اغلب مارها 6 ردیف دندان دارند !

6- وقتی به خورشید نگاه می كنید 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می كنید !

7- قلب میگو در سر آن واقع است !

8- ظروف پلاستیكی تقریبا 50 هزار سال در برابر تجزیه مقاومند !

9- حدود 250 نفر از محققان ناسا ایرانی هستند و رئیس كامپیوتر ناسا یك ایرانی است !

10- دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می كشند !

11- حس بویایی مورچه با سگ برابری می كند !

12-  آیا می دانستید تصمیم بر این بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود !

13- با 30 گرم طلا می توان نخی به طول 81 كیلومتر درست كرد !

14- فنلاند از 170 هزار و 585 جزیره تشكیل شده است !

15- زمین در آغاز پیدایش 2000 بار بزرگتر از حجم كنونی اش بود !

16- در زبان عربی برای كلمه شمشیر 850 واژه مختلف وجود دارد !

17- گرانترین كفش دنیا 1 میلیارد و 700 میلیون تومان است !

18-برای تخمین زدن حشره های روی زمین كافیست به ازای هر انسان 200 میلیون
حشره ریز و درشت در نظر بگیریم !

19- كوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود آن را پیدا می كند !

20- فیل تنها حیوانی است كه نمی تواند بپرد !

21- قلب وال در هر دقیقه فقط 9 بار می زند !

22- ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر هستند حتی ثروتمندتر از ملكه الیزابت !

23- در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاندنو 44 میلیون راس اعلام شد در حالی
كه جمعیت این كشور 4 میلیون نفر بود !

24- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !

25- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !

26- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید !

27- 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است !

28- چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند !

29- آب دریا بهترین ماسك صورت است !

30- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 14:34  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

دانلود آهنگ فاصله ها از علی لهراسبی

دانلود آهنگ کامل فاصله ها از علی لهراسبی (با سه کیفیت) که به عنوان تیتراژ سریالی به همین نام در تابستان 89 از شبکه 3 پخش می شود....

برای دانلود به ادامه مطلب بروید...

-----------------------------------------------------------------------

توضیح: لینک ها تغییر کرد. آهنگ ها کامل می باشد (و بدون فیلتر)


MP3 320:

این لینک فیلتر شده است... از بقیه لینک ها استفاده کنید

لینک از رپیدشیر (این دیگه واقعا بدون فیلتره ولی غیر مستقیم)

لینک از 4shared (این هم واقعا بدون فیلتره ولی غیر مستقیم)


امیدوارم خوشتون اومده باشه !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 21:7  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

داریم میریم !

بچه ها ما دیگه تا 1 ساعت و 3 ربع دیگه داریم میریم که سوار هواپیما بشیم و بریم کیش ! یعنی ما ساعت 12 :30 دقیقه از خونه میریم بیرون . امیدوارم بهتون خوش بگذره و سالم و سلامت بمونین.من الان چند تا نظر میذارم که ممکنه آخرین نظرهای من تا روز جمعه ساعت 7 صبح باشه !!! ممنونم . سمیرا .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 10:51  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

دانلود آهنگ های jonas brothers

سلام امروز براتون دانلود چند تا از آهنگ های جوناس برادرز رو گذاشتم اهنگ های با حالین حتما برین دانلود کنید

Download Australia

Download Goodnight and goodbye

Download Year 3000

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 16:55  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

سفر به کیش !

سلام ، من میخواستم یه خبری به شما بدم :

با عرض معذرت ما میخوایم فردا برین به کیش ... با هواپیما ! امیدوارم بهتون خوش بگذره.نظربذارین تا من روز جمعه بیام و همه ی نظرها رو جواب بدم ....

اگه بشه از اونجا میرم کافی نت و یه سر به وبلام میزنم !

خیلی خوب . من سعی میکنم تا از اونجا بتونم بیام تو اینترنت ...

ممنونم.نظر بذارین !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 16:15  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

شعر

لرد هری پاتر دو باره یه شعرو دستکاری کرده که براتون می آرم


لرد ولدومورت دست تو رو شده برام

                                                           نقشه هاتو بلد شدم

جادوگر خوبی بودم

                                                           به خاطر تو بد شدم

لرد ولدومورت مرگ خورسر به راهتو کشیدش دنبال خودت

                                                                  هر چی که بوده بین ما بردار برو مال خودت

      وقتی رفتش دامبلدور

                                                              پررو شدی تو یکی بد جور

اما اینو بدون که یک روز

                                                    می میری به دست خصم امروز 


     اگر آن پاتر خوش رو به دست آرد دل ما را

                                                     به زخم پیشونش بخشم دیاگون و گرینگوتز را


من از آن قدرت افزون که آلبوس داشت دانستم

                                                                 که زور از پرده انسان برون آرد ماروولو را


دلم ز هاگزمید بگرفت و فرقه مرگ خور

                                                         کجاست آلبوس دانا و نوش کره کجا


دل میرود ز دستم جادوگران خدارا   

                                                         دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

چوب دست شکستگانیم ای فوکز زیبا بر خیز

                                                                باشد که باز بینیم دیدار آشنا را

در کوی ویزاردی مارا گذر ندادند

                                                         گرتو نمی پسندی تغییر ده قضا را



نظر یادتون نره !؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 15:12  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

شعر حماسی

سلام...

من یه شعر حماسی برای شما آماده کردم امیدوارم خوشتون بیاد.

 

مارولو رایدل

آواره گردی

هری پاترو

بیچاره کردی

کشتی جوانان ویزارد

آلبوس و سیریوس

کردی هزاران اینفیری

مشنگ ساده

مرگ بر تو

مرگ بر تو

مرگ برلرد

ولدمورت!!


نظر یادتون نره ...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 15:8  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

شعر عماسی درباره ی هری پاتر ولرد ولدمورت

من یه شعر حماسی برای شما آماده کردم امیدوارم خوشتون بیاد.


مارولو رایدل

آواره گردی

هری پاترو

بیچاره کردی

کشتی جوانان ویزارد

آلبوس و سیریوس

کردی هزاران اینفیری

مشنگ ساده

مرگ بر تو

مرگ بر تو

مرگ برلرد

ولدمورت!!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 14:40  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

سایت بازی

سلام عزیزانم

چطورید؟ امیدوارم که خوب و خوش باشید. امروز دو سه سایت پیدا کردم که سایت رسمی بازیگران فیلم هری پاتره. امیدوارم که خوشتون بیاد:

سایت رسمی اما واتسون  (هرمیون)
سایت رسمی روپرت گرینت  (رون)
سایت رسمی دانیل رادکلیف  (هری)
سایت رسمی تر اما واتسون  (هرمیون)
رسمی ترین سایت اما واتسون!  (هرمیون)
سایت رسمی کیتی لونگ  (چو)
سایت رسمی روبرت پاتینسون  (سدریک)
سایت یه کمی رسمی اما و دن و روپرت

اگه یک کمی منطقی باشید میبینید ما برای ادامه دادن به روحیه دادن های شما نیاز داریم. لطفا نظر بدید.
خوش باشید عزیزانم. بای...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 14:38  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

سال 3000 به روایت تصویر !

http://sargarmi1.persiangig.com/3000/04.gifhttp://sargarmi1.persiangig.com/3000/07.gif


برای دیدن بقیه ی مطلب روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 12:6  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

قسمتی از داستان کتاب مانولیتو

اخرین اخرین ها

اسم من مانولیتو گارسیامورنوست.ولی اگر به محله ی ما بیایی و بپرسی(( ببخشید مانولیتو گارسیا مونور کیست ؟ می گویند نمیدانم.))

برای این که هیچ کس نمیداند اسم من مانولیتو گارسیا مورنوست. حتی بهترین دوستم گوش گنده. او بهترین دوست من است. در کارابانشل  همه مرا عینکی صدا می زنند. ان هایی که  مرا نمی شناسند حتی نمی دانند که من در 5سالگی عینکی شدم! البته این مشکل خودشان است. اسم مرا به خواطر کامیون پدرم مانولیتو گذاشتند. اسم کامیون را مانولیتو گذاشتند چون اسم پدرم مانولوست.واسم پدرم را به خواطر پدرش مانولو گذاشتند.و هین طور تا اغاز پیدایش جهان. خلاسه اگر استیون اسپیلبرگ نمی داند باید بگویم که اولین دایناسور راپیداپتور در واقع مانولو نام داشته! و همین طور ادامه پیدا کرده تا رسیده به من وهمین طور ادامه پیدا کرده تا تا رسیده به مانولیتو گارسیا مورنو یعنی من اخرین اخرین ها! 

راستش مادرم مرا در لحظات مهم این طور صدا می زند. البته او بر روی مبدا پیدایش بشر هیچ گونه تحقیقاتی انجام نمی دهد. او معمولا قبل از این که یک سیلی یا پس گردنی بزند مرا این طور صدا می زند. من از این که بگوید اخرین اخرین ها هستم ذله شده ام!او هم از این که مرا در محله عینکی صدا بزنند ذله شده است. به روشنی معلوم است که با این که هر دو از یک خانواده هستیم از دو چیز متفاوت ذله شده ایم.

من دوست دارم که مرا عینکی صدا بزنند. در مدرسه ی من که دیگوولاسکوئز نام دارد همه کسانی که مهم هستند یک لقب دارند. من خودم قبل از این که لقبی داشته باشم بیشتر زرزرو بودم.وقتی یک بچه زورگو از دست من عصبانی می شد همیشه کارش به فحش دادن میکشید و به من عینکی یا چهار چشمکی می گفت ولی از وقتی مانولیتوی عینکی شده ام فحش دادن به من کار بی هوده ای شده است. خب می تونند مثلا به من بگویند کوتوله. ولی تا به حال کسی به فکرش نرسیده. من هم خودم نباید بهشان یاد بدهم. برای دوستم گوش گنده هم همین اتفاق افتاد از وقتی که چنین لقبی دارد دیگر کسی گوش های گنده اش را مسخره نمی کند.

یک روز که از مدرسه بر می گشتیم حسابی با هم کتک کاری کردیم. او به من گفت که گوش های گنده ی خودش را به عینک کاسه بشقابی من ترجیح میدهد. و من هم گفتم که عینکم را به گوش های او که مثل کون میمون است ترجیح. از این حرف من اصلا خوشش نیامد. ولی کاملا حقیقت دارد. وقتی هوا سرد میشود گوش هایش درست به رنگ کون میمون های باغ وحش در می ایند . مادر گوش گنده میگوید او نباید نگران گوش هایش باشد برای این که ادم وقتی بزرگ میشه گوش هایش اب میروند. تازه اگر هم اب نرفتند جراحان می توانند بدون هیچ مشکلی اضافات ان را از بین ببرند.

مادر گوش گنده خیلی محشر است. به خاطر این که از پدر گوش گنده تلاق گرفته احساس گناه میکند و هیچ وقت روی پسرش دست بلند نمی کند تا ضربه ی روحی وارذ شدده بر او را تشدید نکند. مادر من هم دوست ندارد که من دچار ضربه ی روحی شوم. ولی چون از پدرم طلاق نگرفته است گهگاه مرا از پس گردنی هایی که در زدن ان ها تخصص دارد بی نصیب نمی گذارد.

پس گردنی کتکی اسست که از مادرت می خوری یا اگر نباشداز کس دیگری می خوری و ان هم در قسمتی از بدن که به ان پس کله می گویند. نمیخواهم از مادرم تعریف کنم ولی باید بگویم که در زمینه ی پس گردنی واقعا کار کشته است و لنگه اش پیدا نمی شود. پدر بزرگم دوست ندارد مادرم به من پس گردنی بزند و همیشه می گوید (( اگر می خواهی او را بزنی اقلا کمی پایین تر را نشانه بگیر نه سرش را. او هنوز باید درس بخواند.))

پدر بزرگم محشر است. او واقعا محشر است. زیادی محشر است. سه سال پیش روستایش را ترک کرد و پیش ما امد. مادرم تراس را با شیشه پوشاند و یک اتاقک درست کرد

لطفا بقیه اش را خودتان در کتاب مانولیتو بخوانید.

*******************************************************************

*******************************************************************

*******************************************************************

*******************************************************************

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 13:35  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

عکس خودم

چون بیتا جون میخواد عکس منو ببینه من عکسمو توی ادامه ی مطلب میذارم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 20:58  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

اضافی!

میخوام یه پست الکی بذارم که نظرهاتونو توی پست زیری بتونین

بذارین.چون با بارش قلب اینکارو نمیشه کرد !

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 19:18  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

تصاویر زیبا سازی برای وبلاگ

سلام.من اومدم.خوبین؟من خوبم!

یه چند تا تصاویر زیبا سازی واقعاً خوشکل و قشنگ دارم که میتونین اونا رو توی ادامه ی مطلب ببینین.

راستی این تصاویر زیبا سازی رو از بهار 20 نیاوردم.خیلی قشنگ تر از اوناست....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 13:33  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

جوک

یه عالمه جوک فوق خنده دار و سرکاری دارم که میتونین اونا رو توی ادامه ی مطلب ببینین.....

فقط این پست کمی مشکل سازه و منبعش هم این سایته :http://sms-jok.royablog.ir/

خلاصه اینکه اگه خواستین برین توی ادامه ی مطلب بدونین که رمز داره و رمزش 1389 است چون میتوسم فیلتر کنن رمز گذاشتم.....

توسط سارا : من این پست رو گذاشتم نه سمیرا ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 9:22  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

I LOVE YOU .....

شخصی از من خواست که عکس های بیشتری از یول گون

بذارم و گفته بود بی نهایت از یول خوشش میاد!

البته کاملاً مثل خودمه : I LOVE YOU YOUL GOUN ....


00001cutehug.gif11.gif



اگه میخواین عکسهای دیگری از یول گون ببینین برین توی ادامه ی مطلب:

خداحافظ تا پست بعدی --__--__--__--__ >>>




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 20:25  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

تولدم پیشا پیش مبارک....

امیدوارم بدونین که 21 روز دیگه تــــولـــــــدمـــــــه....یعنی 27 مرداد....خوب خوش بگذره...یادتون نره که نظر بذارین و تولدمو تبریک بگین .....

108.gif
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 19:36  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

ضد اعصاب خرد کن

بچه ها لطفاً کسانی که میدونن اعصابشون خرد نمیشه برن

توی ادامه ی مطلب.ممنونم.چون میخوام عقدمو خالی کنم

و ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 16:0  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

بازی سپاهان

راستی بچه ها، میدونستین که امروز تیم فوتبال سپاهان بازی

داره.من خودم طرفدار تیم سپاهانم.

راستی طرفدار هر تیمی که هستین اسم اونو توی نظر ها

بدین!ممنونم...


      اسم خودتون را با حروف 
انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف
 انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف
 انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       
www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف
 انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       
www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف
 انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 14:46  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

زبان کره ای

حدس بزنین که چی نوشتم:

حدستون رو توی نظر ها بذارین تا بعد از مدتی گم که چی نوشتم :

小米因为死去男友的心脏移植给了另外一个男孩而转学来到了他所在的学校,这个男孩同明晓溪所有小说中 的男主角一样,高大英俊,家境优越,帅且酷……小米用尽一切办法去接近尹堂曜,替他写作业、跑1500米……终于,尹堂曜接受了小米并开始同她交往,但有一天,小米突然发现,他死去男友的心脏其实并没有移植到尹堂曜的身上……

她伸手去拿他指间的钢笔,他却将钢笔抓紧,抓得很紧,好像永远不肯放开。她微怔,手指僵在钢笔上。大约过了两三秒钟后,他拉起她的手,将钢笔放入她掌心,然后将她的手指合拢。

小米宁静地坐着,凝望着身边穿着白衬衣的裴优,忽然间有种宿命的感觉。树叶沙沙响,阳光在树叶的缝隙间闪耀,血液流淌得如此之缓慢,她静静凝望着他,心跳缓慢得可以听到每一次脉动。

很早开始就看过这部电视剧 还赚了我的眼泪,其实我倒是满喜欢看虐文的 还有新浪的那个【七夜:弃婢代孕】 也好看
从小她备受欺凌,只有姐姐真心待她。
为了姐姐的王妃之位,她答应代孕为姐姐生个孩子。
初夜,她恨他糟蹋她,竟强灌她媚、药赐她十个男宠
为了报复他,她将那十个男宠全部阉掉!
“胆敢害本王爱妻腹中的骨肉,本王要你生不如死!”她一手抚着小腹一脸的绝望。
摇身一变姐姐变成贵妃享受着无尽的荣华,而她却被那个狠毒的男人卖进花船替姐姐受苦。
(道德世俗的眼光让她退却,为了他的前程,她一纸绝情书两不来往。
他拼命在战场上厮杀,只为忘记心中的痛楚…

2010-07-22 13:17:24    手机用户

真得写的很好,很感人,看完还很回味。

حدس هاتونو توی ادامه ی مطلب بذارین تا پس از مدتی بنویسم که چی نوشتم!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 13:40  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

بیو گرافی یول گون

بیو گرافی یول گون :

  • اسم: 김정훈 / Kim Jeong Hoon (Kim Jung Hoon)
  • نام شناخته شده: John Hoon
  • اسم چینی: 金桢勋 / Jin Zhen Xun
  • حرفه: بازیگر خواننده مدل
  • تاریخ تولد: 1980-Jan-20
  • سن:29
  • قد: 179cm
  • وزن: 60kg
  • نشانه ستاره: Aquarius
  • گروه خونی: AB
  • خانواده: برادر و خواهر بزرگتر
  • انجمن: هشت غوغا

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 13:7  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

خلاصه ی سریال روزگار شاهزاده 2 (که خیلی فبلمش مزخرفه!)

خلاصه سریال:


داستان این سریال درباره پسری بنام کیم هو هست که در سن 20 سالگی توی رستوران پدرخوندش به عنوان کسی که با موتور پیتزاها رو می رسونه کار می کنه. همه چیز بر وقف مراد کیم هو هست تا اینکه یک روز متوجه میشه عده ای در تعقیبش هستن و با آنها درگیر می شه. وقتی به هوش میاد پدرخوندش بهش میگه که شما دومین پسر عموی ملکه کشور هستید و بعد از ملکه تاج و تخت کشور کره به شما می رسه. بزودی کیم هو با نام جدید یونگ سون گونگ وارد قصر می شه و در اولین ورودش با ملکه مادر و ملکه اصلی ملاقات می کنه. ولی رفتارش بسیار ناشیانه هست. بعد از مدتی اون با مون سونگ گونگ رقیبش در گرفتن تاج و تخت کره و سی ریونگ دختر نخست وزیر و سونگ یی دختر خدمتکاری در قصر که دوست دوران دبستان یونگ سون گونگ بود آشنا می شه و ارتباطاتی که بین این 4 نفر شکل می گیره بسیار پیچیده و دوست داشتنی میشه ...

گونگ یا شاهزاده زمان یا روزگار شاهزاده، از جدیدترین و معروفترین سریال های کره ای می باشد كه طرفداران فوق العاده زیادی در كره دارد این سریال در زمان پخش از شبكه MBC در سال 2007 از پر بیننده ترین برنامه های كلیه شبكه های كره بود. بازی زیبا و هنرمندانه بازیگران این سریال به همراه ماجرای کمدی - عاشقانه ای كه دارد سریالی بسیار جذاب و دیدنی بوجود آورده است

مشخصات:
نام: شاهزاده زمان، Princess Hours (Goong S) - Season 1

سال پخش : 200۷
ژانر : کمدی / عاشقانه
اپیزود:24

زیرنویس : فارسی روان

قابلیت پخش  : کامپیوتر و دستگاه های پخش خانگی

کیفیت :  بسیارعالی

تعداد دیسک : ۵ دي وي دي
قیمت:۴۵00تومان

بازیگران سریال کره ای گونگ شاهزاده دوران/ زمان  یک

Yoon Eun Hye as Shin Chae-kyung
Joo Ji Hoon as Lee Shin
Kim Jeong Hoon as Lee Yul
Sung Ji Hyo as Min Hyo-rin
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 17:19  توسط ஜღ سمیرا ღஜ  | 

مطالب قدیمی‌تر